اختلالات شخصیت
در ساليان اخير مبحث اختلالات شخصيت بيش از پيش توجه متخصصان باليني و مشاوران را به خود جلب نموده است. اين امر علل گوناگوني دارد. يكي از علل آن حجم كثير و روزافزون مبتلايان به اين اختلالات است كه به كلينيكها و مراكز مشاورهاي مراجعه ميكنند و يا به نوعي ارجاع داده ميشوند. آمار جهاني نشان ميدهد كه شيوع برخي از اختلالات شخصيت (مانند اختلال شخصيت مرزي) در ساليان اخير به طرز چشمگيري افزايش يافته است و آمار مراكز خدمات مشاورهاي داخل كشور نيز مؤيد همين مطلب ميباشد. متأسفانه شيوههاي درماني موجود، تاكنون چندان ثمربخش نبوده است. دارودرماني در درمان اين اختلالات تأثير چنداني نداشته و فقط در كنترل برخي علائم كاربرد دارد. رواندرماني نيز نتايج بسيار ضعيف و نوميدكنندهاي داشته است. بطوريكه نتايج پژوهشها نشان ميدهد ميزان پاسخدهي به درمان از «ضعيف تا متوسط» بوده است يعني براي هيچيك از اين اختلالات شيوه درماني قابل توجهي بدست نيامده است و نتيجه اينكه بيماران مرتباً از روانپزشك به مشاوران و متخصصان باليني و بالعكس ارجاع داده ميشوند و درمان محسوسي نميكند. از سوي ديگر، برخلاف بسياري از اختلالات محورI كه در نقطه خاصي از زندگي فرد پديدار شده و مسأله بهبود خودبخودي درمورد آنها صادق است و براي اكثر آنها درمانهاي نسبتاً خوب روانشناختي و دارويي پيدا شده است، اين اختلالات پايدار بوده و در طول زندگي فرد باقي ميمانند و به ناسازگاريهاي خانوادگي، شغلي و اجتماعي ميانجامند. بنابراين به نظر ميرسد ضرورت توجه به درمان اين نوع اختلالات، با توجه به مادامالعمر بودن آنها، اهميت فوقالعادهاي پيدا ميكند. و اما علت ديگري كه در ساليان اخير توجه ويژهاي به آن شده است، مسأله تلاقي اختلالات شخصيت با اختلالات محورI ميباشد. به اين صورت كه متخصصان باليني دريافتهاند كه در مواردي که اختلالي مزمن بوده و به شيوههاي رايج درمان پاسخ نميدهد معمولاً ردپاي اشكالات و اختلالات شخصيتي دركار است و بايد جهت اثربخش كردن درمان، به حل اشكالات و اختلالات شخصيتي نيز پرداخت. منجمله ميتوان به موارد زير اشاره كرد: تلاقي اسكيزوفرنيا و اختلالات شخصيت پارانوئيد، اسكيزوئيد و اسكيزوتايپال، تلاقي اختلالات سلوك و اختلال شخصيت ضداجتماعي، تلاقي اختلالات خلقي و اختلال شخصيت مرزي، تلاقي اختلالات جسماني شكل و اختلال شخصيت نمايشي، تلاقي اختلال دوقطبي خفيف (اختلال ادواري خوبي) و اختلال شخصيت خودشيفته، تلاقي فوبي اجتماعي و اختلال شخصيت اجتنابي، تلاقي اختلال اضطراب جدايي و اختلال شخصيت وابسته، تلاقي اختلال وسواسي-جبري و اختلال شخصيت وسواسي-جبري و... بنابراين از مجموع موارد ذكر شده نتيجهگيري ميشود كه ضرورت پرداختن به مباحث شخصيت، صفات شخصيت و اختلالات شخصيت با توجه به نياز شديد مراجعان بيش از پيش احساس شده و بجاست كه متخصصان به انجام تحقيقات زيربنايي و كاربردي در اين زمينه اقدام كنند. در ادامه به معرفي اجمالي اختلالات شخصيت، علل شكلگيري و درمان آنها ميپردازيم. اختلال شخصيت يك الگوي فراگير، بادوام و غيرقابل انعطاف از تجارب دروني و رفتار بيروني است كه به طرز چشمگيري با انتظارات فرهنگي فرد تفاوت داشته و به درماندگي و اختلال منجر شود. طيف محدود تجارب و پاسخهايي كه مبتلايان به اين اختلالات از خود نشان ميدهند، اغلب منجر به بروز مشكلات روانشناختي، خانوادگي، اجتماعي و شغلي ميگردد. اين اختلالات قاعدتاً در نوجواني يا آغاز بزرگسالي شروع ميشوند و يا حداقل در اين سن قابل تشخيصاند، گرچه در برخي موارد اختلال در كودكي آغاز ميشود. اختلال شخصيت و درماندگي و مشكلات ناشي از آن، مادامالعمر دامنگير فرد ميشود، ولي انواع آن از نظر ميزان فروپاشي زندگي، با هم تفاوت دارند. با اين حال چه اختلال خفيف باشد و چه شديد، تمام جنبههاي وجود شخص را متأثر ميكند. درمان اين اختلالات از دشوارترين نوع درمانهاي روانشناختي ميباشد. تخمين زده ميشود كه شيوع اين اختلالات در بزرگسالان 15-4 درصد باشد. DSM-IV ده نوع اختلال شخصيت تعريف كرده و آنها را در سه طبقه قرار ميدهد: طبقه اول با رفتار «عجيب و غريب» مشخص شده و مركب از اختلال شخصيت: پارانوئيد، اسكيزوئيد و اسكيزوتايپال ميباشد. طبقه دوم با رفتار «نمايشي، اغراق آميز و دمدمي مزاج» توصيف شده و شامل اختلالات شخصيت: ضد اجتماعي، مرزي، نمايشي و خودشيفته ميباشد. طبقه آخر با رفتار «اضطرابي» مشخص ميشود و عبارت است از: اختلال شخصيت اجتنابي، وابسته و وسواسي- جبري. درمورد علل ايجاد اختلالات طبقه اول كه اهم نشانههاي آن در اختلال شخصيت پارانوئيد، عدم اعتماد و سوءظن، در اختلال شخصيت اسكيزوئيد گسستگي عاطفي و هيجانهاي محدود و در اختلال شخصيت اسكيزوتايپال تحريفات شناختي و ادراكي ميباشد. در پژوهشها به موارد زير اشاره شده است: وجود عامل ژنتيكي، مسائل بيولوژيكي، اختلالات روانشناختي والدين، اختلال نقص توجه، ارتباطات ضعيف خانوادگي، بدرفتاري مكرر و فقدان محبت والديني پايدار، خصوصيت طردكنندگي و پرتوقعي والدين، بهرهكشي و سوء رفتار با كودك و نقايص شديد شناختي. شيوههاي درماني مورد استفاده به اين قرار بودهاند: دارودرماني، بالاخص داروهاي آنتيسايكوتيك، شيوه روانتحليلي، شناخت درماني، گروهدرماني و آموزش مهارتهاي اجتماعي و اثر اين درمانها نسبتاً كم گزارش شده است. در طبقه دوم نشانههاي كاملاً بارز عبارتند از: بيتوجهي و تجاوز به حقوق سايرين در اختلال شخصيت ضداجتماعي، عدم ثبات هيجاني و بينالاشخاصي در اختلال شخصيت مرزي، هيجانپذيري و توجهطلبي افراطي در اختلال شخصيت نمايشي و بالاخره خودمحوري و بزرگمنشي در اختلال شخصيت خودشيفته. در زمينه علل ابتلا به اين اختلالات نيز به موارد زير اشاره شده است: وجود عامل ژنتيكي، مسائل بيولوژيكي، فقدان محبت والديني، غفلت و طرد والدين، سوء رفتار والدين، وجود جانشينهاي متعدد براي مادر و پدر، فوت والدين، بهرهكشي جنسي از كودك، فرزندخواندگي و ...، نقايص شديد شناختي، توجه افراطي به كودك، سرعت بيش از حد تغييرات فرهنگي و ساختار در حال تغيير خانواده و جامعه. شيوههاي درماني مورد استفاده كه تأثير آنها از «ضعيف-نسبتاً كم» گزارش شده است عبارتند از: دارودرماني، روانتحليلي، شيوههاي شناختي-رفتاري و گروه درماني. در طبقه سوم، اهم نشانهها عبارتند از: بازداري اجتماعي و احساس عدم كفايت در اختلال شخصيت اجتماعي، وابستگي و ترس از جدايي در اختلال شخصيت وابسته، ترس از كامل نبودن و فقدان كنترل در اختلال شخصيت وسواسي-جبري، پژوهشها درمورد علل ابتلا به اين اختلالات به موارد زير اشاره ميكند: وجود عامل ژنتيكي، ناهنجاريهاي بيوشيميايي، ترسهاي يادگرفته شده، نقايص شناختي، مراقبت بيش از حد از كودك و وابسته كردن او، آموزش بسيار سخت آداب تخليه، سرزنش و استهزاء والدين در برخورد با اعمال طبيعي كودك، انتقاد و طرد شديد كودك، والدين بيش از حد كنترلكننده، فضاي خانوادگي سرد و بيعاطفه و ... درمانهاي پيشنهادي كه تأثير آنها «متوسط» بوده است عبارتند از: دارودرماني بالاخص داروهاي ضداضطراب و افسردگي، روانتحليلي، شناختدرماني، رفتاردرماني بالاخص تكنيك مواجهه، آموزش مهارتهاي اجتماعي و گروهدرماني.
نحوه برخوردباانواع اختلالات شخصیت
سوء ظن در اختلال شخصیت پارانوئید
1-نباید در افکار بیمار غرق شوید.
2- باید رفتاری روشن و شفاف با بیمار داشته باشید.
3- باید مراقب نوع رفتار و صحبت خود باشید، چون بیمار حتی یک لبخند را تمسخر تلقی می کند.
4- بیمار را به فعالیت در محیط تشویق کنید تا از گوشه گیری بیمار کم گردد.
5- باید بر سر تعهدات خود با بیمار پایبند باشید.
6- نباید رفتار و افکار بیمار را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.
گوشه گیری در اختلال شخصیت اسکیزوئید و عقاید عجیب و غریب در بیمار مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال
1-هر گونه اقدام باید به دلیل ترس ها و اضطراب بیمار با ملایمت باشد.
2- یررسی بیمار از نظر سطح عملکرد و نیازهایی مانند نیازهای غذایی، بهداشتی و ....
3- باید با تفکر غریب و غیرعادی بیمار با احتیاط مدارا کنید.
4- فعالیت های غیرعادی بیمار را نباید مسخره و مورد قضاوت قرار دهید.
5- از تقویت کننده ها در رفتارهای بیمار استفاده کنید.
6- از برخوردهای تند و زننده که باعث انزوای بیمار می شود، خودداری کنید.
دروغگویی در اختلال شخصیت ضداجتماعی
1-به دلیل رفتارهای ضداجتماعی و ضد اخلاقی، باید رفتاری محکم، استوار و ثابت در قبال بیمار اتخاذ کنید.
2-با توجه به صداقت و حفظ قول و قرارها و ایجاد اعتماد، محدودیت های مشخصی را در درمان بیمار مدنظر قرار دهید.
3- باید نشان دهید که او نیست که مورد قبول نمی باشد، بلکه رفتارهای وی مورد پذیرش نیستند.
4- وسایل خطرناک را از محیط دور کنید و نیروی کافی جهت کنترل بیمار داشته باشید.
5- در صورت شدت ناآرامی، استفاده از آرام بخش ها و مهار فیزیکی مورد نیاز می باشد.
6- ایجاد موقعیت های گروهی از طریق بازخورد مثبت و منفی
تظاهر در اختلال شخصیت نمایشی و بزرگ منشی در اختلال شخصیت خودشیفته
1-در روابط با بیماران نمایشی محدودیت هایی را در نظر بگیرید.
2- در برخورد با رفتارهای اغواگرایانه باید با سرخوشی و راحتی عمل نمایید.
3- بیماران نمایشی از مکانیزم های دفاعی واپس زدن و تجزیه استفاده می کنند.
4- باید به مکانیزم های برون فکنی و انکار بیمار خودشیفته توجه نمایید.
5- باید محدودیت هایی را در برخورد با حالت های بزرگ منشانه بیمار ایجاد نمایید.
6- از مکانیزم شفاف سازی استفاده کنید.
نحوه برخورد با مبتلایان به اختلال شخصیت وابسته، دوری گزین و وسواسی
1-این بیماران با توجه به ترس و اضطراب بیشتر به کمک احتیاج دارند.
2- سعی کنید این گروه را بیشتر در فعالیت ها شرکت دهید.
3- حمایت و تشویق در برطرف کردن ضعف و اعتماد به نفس اهمیت دارد.
4- ایجاد یک الگوی مناسب تقلیدی در برقرار کردن فعالیت های اجتماعی مناسب مؤثر است.
5- باید از برخوردهای تند و پرتنش که باعث افزایش اضطراب و گوشه گیری بیمار می شود، خودداری کنید.
6- با طرح سؤالات کوتاه، مشخص و غالباً بسته رفتار اجتنابی را پس بزنید.
7- ارتباط با خانواده و شرکت دادن آنها در برنامه های درمانی نیز می تواند مفید باشد.
8- کمک شود که بیمار دوری گزین احساسات مربوط به ترس از طرد شدن را در خود کشف کند.
9- باید بیمار دوری گزین تشویق شود که میان مردم برود و با آنچه که خود، آنها را خطر، تحقیر یا طرد می شمارد، روبرو شود.
10- بیمار وابسته باید با افراد مختلف در تماس باشد تا از وابستگی به فرد خاص جلوگیری شود.
11- ایجاد الگوی مناسب تقلیدی در برقرار کردن فعالیت های اجتماعی مؤثر است.
12- اگر بیمار مردم گریز در بحث برخی موضوعات مشکل داشت، بحث را عوض کنید.
13- فعال باشید و به سرنخ های گفتاری و حرکات بدنی بیمار دوری گزین دقت کنید.
14- بیمار دوری گزین را در فعالیت های بخش شرکت دهید.
روش های برخورد با اختلال شخصیت منفعل-پرخاشگر
1- در اتاق دربسته نباشید.
2 - نزدیک در بنشینید تا بتوانید در مواقع لزوم سریعاً خارج شوید.
3- اگر بیمار خیلی آشفته است، بلافاصله مصاحبه را قطع کنید.
4- سعی کنید قبل از ارتباط، بیمار با آرام بخش های قوی کنترل شده باشد.
روش های برخورد با افراد مخل اعصاب
1- اعتماد به نفس خود را از دست ندهید.
2- به خاطر داشته باشید که واکنش شدید تنها، کارها را بغرنج تر و وخیم تر می کند.
3- از تغییردادن فرد خودداری ورزید.
4- اجازه ندهید شما را بازی دهند.
5- از طعنه زدن بپرهیزید.
6- از بکارگیری واژه های همیشه و هیچ وقت بپرهیزید.
7- انتقاد خود را در قالب پیشنهاد و یا پرسش مطرح کنید.
8- از آنکه با فرد مقابله کرده اید، پوزش نخواهید.
9- خود را برده او نکنید، با خود صادق باشید و بیاموزید که چگونه نه بگویید.
منابع
کاپلان، هارولد، سادوکف بنیامین .نوروزها واختلالات شخصیت .ترجمه دکترپورافکاری، تبریز : انتشارات رسالت.
کوشان، محسن، روان پرستاری2.انتشارات رفیع.
کاپلان، هارولد، سادوکف بنیامین . خلاصه روانپزشکی. ترجمه دکتررفعیی ورضاعی، انتشارات ارجمند.
تجربه 12ساله بابیماران اعصاب وروان
تهیه وتنظیم: رامین تقوی پاییز1393